خواجه نصير الدين الطوسي
267
اخلاق محتشمى ( فارسى )
و الا خدا مزد نيكوكاران ضايع نگذارد . من كلام الحكماء و الدّعاة ( 25 ) قيل لحكيم : كيف يحتال الانسان لئلّا يغضب ؟ فقال : ليكن ذاكرا فى كلّ وقت : انّه ليس يجب ان يخدم فقط بل و ان [ يخدم ، و انّه ليس يجب ان يحتمل بل و ان ] يحتمل ، و انّه ليس يجب ان يصبر عليه بل و ان يصبر هو ايضا من النّاس ؛ و ان يعلم : انّ اللّه يراه دائما ؛ فانّه اذا فعل ذلك بحقائقها لم يغضب . ترجمه : حكيمى را گفتند : چه حيلت كند « 1 » [ انسان ] تا خشم برو مستولى نشود ؟ گفت : بايد كه پيوسته بر خاطر او باشد كه : واجب نيست كه پيوسته خدمت او كنند « 2 » بلكه او را نيز خدمت بايد كرد ، و واجب نيست كه همه كس طاعت او دارند بلكه او را نيز طاعتى ميبايد داشت ، و واجب نيست كه پيوسته ازو تحمل كنند بلكه او را نيز تحمل بايد كرد ، و واجب نيست كه بر بدخويى او صبر كنند بلكه او را نيز با ديگران صبر بايد كرد ، و بايد داند كه پيوسته خدا او را مىبيند ؛ كه چون اين معانى بحقيقت نزديك او مقرر شود خشم نگيرد « 3 » . ( 26 ) بالمقدرة يمتحن النّاس و يعرف همّهم ؛ فمن كفّ اذاه
--> ( 1 ) - اصل : كنند . ( 2 ) - اصل : كند . ( 3 ) - در مجموعهء ورام ( باب الغضب ص 110 ) و طهارة الاعراق ( مقاله 7 ص 459 ) و السعادة و الاسعاد ( ص 123 و 449 ) در هر يك دربارهء درمان اين درد دستورهاى جداگانهاى ديده مىشود .